تاریخ : سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 | 02:51 ب.ظ | نویسنده : زهرا
هر کجا هستی باش ...
به درک... !!!
پنجره...فکر...هوا...عشق...زمین...مال خودت...
اصلا خاک عالم تو سرت!!!
.
.
.
(سهراب سـپهری اعصابش خورده، میخوان یارانشو قطع کنن..هیچی نگو) 
********************************************************
چند روز پیش سوار تاکسی شدم

راننده تاکسی پول خورد نداش بده، بهش گفتم:

به جاش در محکم ببندم

هیچی الان دو روز داره با قفل فرمان دنبالم می گرده 
********************************************************
همیشه گوشه ای از یخچال یه بطری کوچیک آب هست که
هر کسی فک میکنه فقط خودش از اون آب میخوره64.gif 
********************************************************
تصمیمش جرأت میخواهد...طپش..هیجان..سقوط آزاد....
جرأت داری دوباره امتحان كن..!
ازدواج مجدد آقایان...!!! 
*******************************************************
مغز آدم هم عجب جونوریه !

یادش میمونه که یه چیزی یادش رفته 

اما یادش نمیمونه که چی یادش رفته ... ! 128.gif 
******************************************************
از مصاحبه های تلوزیون میشه فهمید

ملت همه مخالف گرفتن یارانه بودن!

و تا حالا با چه اکراهی به عابربانکها هجوم میاوردن یارانشون رو بگیرن...!!! 
******************************************************
دفت کردین ...

این پنبه که قبل از آمپول می مالن 

استرسش از خود آمپول بیشتره ...
******************************************************
دفت کردین ...

این پنبه که قبل از آمپول می مالن 

استرسش از خود آمپول بیشتره ...
****************************************************
اس.ام.اسِ شوهر به زن:

نترس... من از پله های اداره افتادم
 و خانوم جهانپور منو که بیهوش بودم رسوند به بیمارستان!
احتمال خونریزی مغزی هست و پای چپ و دندۀ راستم هم شکسته!

زن: خانوم جهانپور کیه؟؟؟!!
*************************************************

یه همسایه داریم یه بار سوار موتور شده بود تو خیابون داشت میرفت 
راهنما چپ زد ؛ پیچید سمت راست! مام با ماشین زدیم بهش!
بهش میگم:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آخه مرتیکه راهنما چپ میزنی چرا می پیچی راست؟
میگه: عوضی من راهنما چپ میزنم؛
 تو نمی دونی سی ساله خونۀ ما سمت راسته! |: s23.gif 
*******************************************
ده مرد و یک زن به طنابی آویزان بودن
طناب تحمل وزن 11نفر را نداشت
 باید یک نفر داوطلب می شد و طناب را رها می کرد
زن گفت :من در تمام عمر خود را وقت فرزند و همسرم کرده ام
 و گذشت را از کودکی آموخته ام
 و در مقابل گذشت هایم چیزی مطالبه نمی کنم 
در این لحظه مردان سخت به هیجان آمدند 
و شروع به دست زدن کردند 64.gif

نتیجه:سیاست خانوما رو دست کم نگیرید s1.gif 




طبقه بندی: طنزدونی،

تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 09:00 ب.ظ | نویسنده : امین
مادر تا نیاید اردیبهشت تحویل نمیگردد
مادر تا لبخند نزند شادی معنا نمیابد
مادر تا دستت را نگیرد خوشبختی را نمیچشی
مادر تا اشک نریز بغض را نمیفهمی
مادر تا دعایت نکند سعادت نمیابی
مادر...
مادر...
مادر...
مادر را تا نبوسی از عشق بهره ای نبردی.



چیزی بگو جانم
تا لب تر نکنی این فضا عطرآگین نمیشود
بخند بانو
لبخند تو تمام دین و دنیای من است
بخند بانو
میخواهم بخندی و از شادی ات بغض بغض، اشک شوق بریزم
به عوض آن همه اشک شبانه که بر بالینم ریختی
میخواهم آبدار ماچت کنم،
به عوض آن همه بوسه که تا بر دست و پای زخمی ام زدی معجزه وار خوبم کرد
میخواهم محکم و گرم در آغوشت بگیرم
جای آن روزها که من و خستگی هایم را بغل میکردی
اگر نبود مهربانی دستانت، کی میشد قدم قدم راه آموزم؟
کی میشد دوان دوان به دروازه ی آغوش بازوانت رسم؟
از تو کم به من نرسیده ست
پس اینبار دستانت را پیشکشم کن
این دست های نرم، لطافتشان را برای آسایش من فدا کردند
این دست ها مسوول خدمت به من نیستند
دستهایت برای بوسیدن است مادر، بانوی رویاهای عاشقانه ام



طبقه بندی: امین(سوته دل)، نوشته جات،
برچسب ها: سوته دل، ماهواره، قبله، بانو، مادر، خنده، خاطرات،

تاریخ : شنبه 23 فروردین 1393 | 02:57 ب.ظ | نویسنده : فائزه
مهندسین نرم افزار صبور باشین، اینم میگذره
 فقط چندتا فرم ثبت نام یارانه فامیلا رو ثبت کنین 
بعدا ازتون در پروژه های مهمتر استفاده میشه

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

هرکی هم به ما گفت خوشتیپ 
برگشتیم دیدیم یا گشت ارشاده یا حراست دانشگاه...
اصن یه وضی

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

آیا مایلید هنر پیشه شوید؟؟!
پس هم اینک از دریافت یارانه انصراف دهید 
تا در فیلم جدید مسعود ده نمکی به نام انصرافی ها بازی کنید

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

بعضیا یه جوری میگم خر نفهم...
که انگار خر بفهمم داریم

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

به شیخ گفتن به جز صدقه چه چیز دیگری رفع بلا همی کند
فرمود انصراف از گرفتن یارانه :))))

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

قبول دارین مسخره ترین و اعصاب خورد کن ترین جمله اینه :
کنکور آسان است

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

این روزا فقط کم مونده تو تلویزین زیر نویس کنن
هرکی یارانه بگیره خره

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

یه زمانی اونقدر خواستگار بود دخترا الکی حلقه دستشون میکردن کسی مزاحم نشه
الان آستین مانتو رو تا آرنج میدن بالا همه ببینن چیزی نیست
بازم خواستگار نیست که نیست

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

بعضی ازین پشه ها هم هستن انگاری اگزوز زنبور قورت دادن
موقع خواب صدای موتور سنگین میدن تو خواب

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

اینقدر بدم میاد وقتی دارم با کسی تلفنی حرف میزنم
گوشی رو میده به یه بچه یه ساله میگه بیا با خاله حرف بزن
آخه من الان چه صحبتی باید بکنم با اون بچه؟؟؟

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

سال دیگه قبل از اینکه بریم عید دینی باید لینکای دانلودم رو آماده کنم
امسال کلی از وقتم به سرچ کردن تلف شد

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

داشتم تو یه کوچه خلوت راه میرفتم که دوتا بچه5-6 ساله داشتن بازی میکردن
جلوشون الکی گوشی رو دراوردم گذاشتم کنار گوشم گفتم
حسن سریع ماشین بیار دوتا بچه اینجان تا من کلیه هاشونو درمیارم تو هم بیا
عاغا یکیشون غش کرد یکیشونم یکم دوید بعد وایساد خودشو خیس کرد

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان 
باید یکی بخوابونی زیر گوششون
چون ادمی که ابله باشه
معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

بابام یه حشره کش دستش میگیره
پشه ها که بهش نزدیک میشن مستقیما بهشون حشره کش میزنه
کار دیگه از بمباران هوایی گذشته
تو خط مقدم باید باهاشون جنگید :|

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

با شناختی که من از مردم کشورم دارم
ثروتمندا که عمرا انصراف بدن فقرا هم از روی دلسوزی میرن انصراف میدن
میگن بزار به از ما بدبخت بیچاره هاش برسه

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

به بعضیام باید گفت
تو که اینقدر کلاس میزاری 
یه زنگ تفریح هم بزار خسته نشی

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

میگم اگه محصل شغله پس تا الان باید یه چند ملیونی به جیب زده باشیم دیگه مگه نه؟

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

خدایااااا
من دارم تاوان کدوم گناهو پس میدم آخه؟
.
.
.
اها اون؟ حله عاغا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

من یه جمله رو خیلی باهاش آشنام و خیلی هم ازش متنفرم
وجواب خیلی از سوالا و حرکتای ما بود بخصوص دوران دانش آموزی
اونم این بود که: مگه درس نداری؟؟
(الان سوال من از شما اینه مگه درس ندارین وسط امتحانا پست میخواین چیکار؟ برو درستو بخون والا )

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::



طبقه بندی: طنزدونی،
برچسب ها: سوته دل، ماهواره، باحال، طنز، خنده، خاطرات، سوتی،

تاریخ : چهارشنبه 13 فروردین 1393 | 11:51 ب.ظ | نویسنده : امین
ساقی از من خواسته سر پای ساغر بشکنم

پای این مستی سر خودرا مکرر بشکنم

هرکسی افتاده تر باشد به عرشش میبرند

نوبت آنست پیش حضرتش پر بشکنم..

نرخ ناز چشم یار از سیم و زر بالاتر است

باید از بهر نگاهش قیمت زر بشکنم

تا قیامت ننگ بر پیشانی من مستدام

قامتم را جز در این خاندان گر بشکنم...

بی قرار بی قرارم وقت آن کی میرسد

کاسه صبر خودم را پیش دلبر بشکنم

کم محلی ها مرا پابندتر هم میکند..

در برویم گر ببندد یار من در بشکنم...

باده میخانه دلدار میسازد به من

ساغر هرکس به جز ساقی کوثر بشکنم

هرچه میخواهی دراین دنیا بیاور برسرم

لطف کن نگذار پیش خلق محشر بشکنم..

نور بر قبرش ببارد خوب گفت استاد من!

که غرورم را فقط در پیش حیدر بشکنم

این سه ماهه نذر کردم در تمام روضه ها

بغض خودرا در غم پهلوی مادر بشکنم..

پای تا سر بهر سر دادن به پایش آمدم

ساقی از من خواسته سر پای ساغر بشکنم..




طبقه بندی: مذهبی، دیگر شعرا،
برچسب ها: سوته دل، ماهواره، قبله، باحال، فاطمیه، عزا، خاطرات،
دنبالک ها: در و آتیشه و دیوار،

تاریخ : سه شنبه 5 فروردین 1393 | 03:37 ب.ظ | نویسنده : امین

اطلاعیه :

اونقدر که آیفون تصویری در ایام عید کارائی داره

تلویزیون و ماهواره و غیره کارائی نداره


تذکر جدی به عیدی بگیران

عیدی خود را در جیب خود نگه دارید !

ما هنوز سر اون عیدی هایی که ازمون میگرفتن

و میرفتن واسم حساب بانکی باز میکردن، اما هیچ وقت ندیدمشون

با خانوادمون درگیرم !


هرروزتان نوروز، نوروزتان پیروز، پسوردتان مرموز، اینباکستان پرسوز

ماشینتان لکسوز، لکسوزتان کم سوز، ناهارتان قارپوز، سیگارتان بر پوز

بدخواهتان پفیوز،غمهایتان ریفیوز، اوقاتتان محضوض


یک حدیث هست که میفرماید

بعضی از مهمون‌ها حبیب خدا نیستن عذاب الهین ….

گفتم در جریان باشید


اینایی که عید میرن مسافرتای طولانی

هم به خودشون حال میدن هم یه لشکر آدمو از دید و بازدید معاف میکنن

خدا عوضشون بده ،اصن آدم نمیدونه چجوری ازشون تشکر کنه !


امسال با جمعه شروع میشه با جمعه هم تموم میشه!!بین التعطیلین بحساب نمیاد؟؟؟

عید یعنی دیدن سری جدید کلاه قرمزی!!!موافقین قیام کنند

مورد داشتیم به خاطر عیدی گرفتن،پوشیدن کفشش 20 دقیقه طول کشیده:)))

یادت باشه:
تعطیلات به زودی تموم میشه و بعدش سرکار رفتن و و درس و دانشگاه و 1سال بدبختی انتظارتو میشکه
(ستاد کوفت کردن تعطیلات نوروزی)

روحانی:
نوروزی سرشار از شادی و امید را برایتان آرزومندم.
حسن روحانی رئیس جمهور


من:لطفا مزاحم نشو

(الان یه چند ساعتی هستفخطم کار نمیکنه:\

خدا کنه هواپیمای مالزی تکلیفش مشخص بشه وگرنه تو مهمونی های عید دهنمون سرویسه با این تئوری های ملت تو دید و بازدید.

مردم دارن واسه عید جوری برنامه ریزی میکنن که هم بتونن کنسرت ابی رو برن ،هم آرش
هم یه سر هم ونیز رو ببینن
بعد من دغدغه ی فکریم اینه که پایتخت 3 رو چجوری ببینم که به باب اسفنجی دیدنم لطمه نزنه

یک سال گذشت .
ولی هنوزم معتقدم حق ارمیا نبود اول بشه:|

ایشالله سالتون رخش 
و 
حالتون رستم باشه




طبقه بندی: طنزدونی،

تاریخ : یکشنبه 3 فروردین 1393 | 08:02 ق.ظ | نویسنده : نسرین
http://3ali3.com/wp-content/uploads/2014/01/ghadim1.jpg

خیلی باحالن حتما ببین!

طبقه بندی: عکس و ویدئو،

تاریخ : سه شنبه 27 اسفند 1392 | 07:46 ب.ظ | نویسنده : فائزه

اگه این خارجیا میدونستن ما تو چهارشنبه سوری چه رعب و وحشتی ایجاد میکنیم
کلا هالووین رو میبوسیدن و میزاشتن کنار 

4444444444444444444444

دختره کبریت فروش که یادتونه؟

اومده تو محل ما بازار سیاه ترقه را انداخته

4444444444444444444444

با توجه به نزدیک شدن چهارشنبه سوری
قبل از پریدن از روی آتش به موارد زیر توجه کنید:
۱ سایز خشتک
۲ زاویه پرش
۳ استفاده از شورت مامان دوز در زیر شلوار
۴ دوری از هر گونه هیجان و جو زدگی علی الخصوص جلوی دخترا
۵ فاصله مناسب تا شعله های آتش در هنگام پرش
۶ توکل به خدا
آبروی شما آبروی ماست …. ستاد پیشگیری از حوادث غیر مترقبه !


4444444444444444444444

ما امسال میخوایم واسه چهارشنبه سوری یکی از پرایدامونو آتیش بزنیم
 ، تازه شاید پوست پسته هامو بریزیم توی آتیش که بیشتر گُر بگیره … 
الان متوجه سطح اقتصادی ما شدید یا بیشتر مسئله رو بشکافم ؟


4444444444444444444444

همانطور با آجیل دیگران رفتار کن ، که دوست دارید با آجیل شمار فتار کنن

4444444444444444444444


تو سال مار تا شد از این و اون نیش خوردیم

جون مادرتون تو سال اسب لگد نندازید!! 


4444444444444444444444


یه آدم خسیس 4 تا مهمون میرن خونش 

صبح ﺧﺎﻧﻤﺶ چایی ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽﮐﻨﻪ، ﻭﻟﯽ ﻣﯽﺑﯿﻨﻪ ﺷﮑﺮ ﻧﺪﺍﺭه بریزند تو چایی

ﻣﯽﮔﻪ: ﺧﺎﻧﻮﻡ، ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ، ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﺭﺳﺘﺶ ﻣﯽﮐﻧﻢ

ﭼﺎﯼﻫﺎ ﺭﻭ ﺗﻠﺦ ﻣﯽﺑﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﻣﯽﺫﺍﺭﻩ

ﻣﯽﮔﻪ: ﺣاﺞ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭼﺎیی ها ﺷﮑﺮ ﻧﺮیخته ﺑﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ﻗﺴﻤﺘ ﮐﯽ ﻣﯽشه

دفه ﺑﻌﺪ ﺑﺮﯾﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﻭﻥ

ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﻫﺮ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎﺷﻮﻥ چایی ﺭﻭ ﻣﯽﺧﻮﺭﻥ، ﮐﺴﯽ ﻫﻢ ﺻﺪﺍﺵ ﺩﺭﻧﻤﯿﺎﺩ!


4444444444444444444444


 این دخترایی که میگن ما هرگز ازدواج نمی کنیم

همون هایی بودن که سر سفره شام قهر می کردن

نیم ساعت بعدش تو آشپزخونه شیش برابر می خوردن


4444444444444444444444


هوا یه جوری شده یکی با بافتنی و شال گردن و کلاه میاد بیرون  

یکی با تیشرت و دمپایی لا انگشتی :|  

هر ۲ نفر هم رضایت کامل دارن !


4444444444444444444444


سلامتی دختری که تو خیابون بنز براش بوق زد

سرشو انداخت پایین و به راننده گفت:

گمشو من پسرم فقط موهام بلنده و یکم زیر ایرو برداشتم


4444444444444444444444


اصن عمده مشکل عید دیدنی اینه که:

رفت و برگشته

اگه حذفی بود خیلی بیشتر حال میداد


4444444444444444444444


آخرین سخنرانی اوباما:

ماتی که در چهارشنبه یوری یکدیگر را با ترقه پاره میکنند

اگه انرژی هسته ای بدست بیارن دنیا را پاره میکنند.


4444444444444444444444


قابل توجه بعضی از دوستان:

یجور رنگ عوض کنید که آفتاب پرست تو دادگاه حمایت از حیوانات

به خاطر نقض قانون کپی رایت شکایت نکنه!!!!


4444444444444444444444


گذشت اون زمانایی که مردم همدیگر رو دور میزدن

الان از روی هم رد میشن لامصبا


4444444444444444444444


میگن به درخواست مادرها میخوان 

چهارشنبه سوری سرعت اینترنت رو به سرعت اینترنت کره برسونن 

تا بچه ها نرن بیرون خودشونو منفجر کنن 

راسته عایا؟؟؟


4444444444444444444444


امسال یه وظیفه خطیر به من محول شده

اونم اینه که هر بچه ای که به بابام گفت عمو عیدی بده

من حواس بقیه رو پرت کنم تا بابام یه پس گردنی بهش بزنه

در این حد بی اعصابیم امسال !!!


4444444444444444444444


درود به ما و قشر ما

که شستیم غم از اجتماع  


4444444444444444444444 شنبه سوری مبارک





طبقه بندی: طنزدونی،
برچسب ها: خنده، چهرشنبه سوری، ترقه، باحال، طنز، کرکره،

تاریخ : شنبه 24 اسفند 1392 | 08:27 ب.ظ | نویسنده : امین
اسفند که میشه دیگه بوی عیدم با خودش میاره و برنامه ریزی ها برای استقبال از نوروز شروع میشه.اولین حرکت همیشه برنامه ریزی برای تعطیلی مدارس و کلاسها هستش که اکثرا با شکست مواجه میشه.حالا این شکست یا میتونه عدم توافق با یه عده بچه خرخون باشه که تا بیست و هشتم میخوان کلاس بیان،ویا انجام توافق و عدم عملکرد _ در واقع نامردی _ یه سری از بچه ها باشه که از ترسشون بالاخره به کلاس میان و بقیه رو هم با خودشون میکشونن، ویا توافق و عملکرد جوانمردانه ی همه ی بچه هاست که یهو پای مدیر و مسول مدرسه و دانشگاه میاد وسط و زنگ میزنن به خونه و گوشی باباها و با کلی تهدید و فحش و بد و بیراه بچه ها رو میکشونن کلاس.مثلا ما خودمون کلاسو تعطیل کردیمفبعد دانشگاه کمیته انظباتی تشکیل داد پدرمونو درآوردن.اصن من نمیفهمم وقتی خودشون میگن از هرروزی که بچه ها کلاس نیان تعطیل محسوب میشه،پس دیگه این حرکتای ناشایست چه معنی میده.والله
بعد از انجام اون پروسه یپیچیده و اومدن به خونه، تازه بدبختی اصلی شروع میشه.اصن نمیذارن آدم استراحت کنه.هی میگن:پاشو میخوایم اینجا رو تمیز کنیم. میری یه ور دیگه میفتی،باز میان میگن پاشو میخوایم اینجا رو تمیز کنیم.من نمیفهمم مگه هرجا من میرم یعنی اون نقطه کثیف ترین مکان خونه ست.خو این همه جا.واللهبابا به من چیکار دارین هاااااا؟؟؟من کارم,من دارم با گوشیم ور میرم....حالا چندروزیه گیر دادن میگن پرده ها رو وصل کن،الحمدلله رب العالمین هوا ابریه و من یه بهونه دارم برا عقب انداختنشون.خدا این هوای درهمو ازمون نگیره.هی دونفره میشه هی یه نفره.اصن وضی داره.
الان علم پیشرفت کرده خوب شده.وضع رفاه هم رفته تا اووووووف.لذا دیگه مردن خودشون نمیان فرش بکشن رو پشت بوم و با طی و شامپو و یه سطل آب و اسفنج بشورن و بسابن و قشو بکشن و پهن کنن تو افتاب.الان میدی قالی رو لول میبرن ،لول جر خورده میارن تحویلت میدن.حداقلم با این کارت برا 10-15 نفر شغل ایجاد کردی.و دیگه اینکه مثل قدیم از یه هفته قبل عید, فشار آب نمیاد زیر خط فقر.اصن اگه فک و فامیلای اشتون اینا، ببینن ما با آب یارانه ای لیتری خدا تومن داریم فرش و درودیوار میشوریم که مارو تحریم تصفیه آب میکنن.جان شما
بازم قدیم یادش بخیر بابا یه دسته پول میذاشت جیبش و میرفتیم خیابون،من میخریدم.او میخرید.مامان میخرید.خواهر میخرید.مامان بازم میخرید.مامان و خواهران همچنان میخریدند.شماها هم که با پول خودتان هی میخریدید.بعد با ته مونده پولمون بابا یه پفکی هم برا ما میخرید...بله؟؟....آهان!!....از اتاق فرمان اشاره میکنند که مامان و خواهران هنو دارن میخرن.خب ما کار اونا نداریم و میریم ادامه ی بحث....الان علم پیشرفت کرده.ینی بابا یه کارت هدیه میده به هرکی،میگه برین بخرین.من که پس انداز میکنم برا روز مبادا.مامان کارت بقیه رو جمع میکنه با کارت خودش روهم میکنه میره یه چیزی میخره.باقیشم چک دو ماهه میکشه.اینه که الان وضع خیلی پیشرفت کرده و ما از پول های کثیف و دستمالی شده استفاده نمیکنم.بعله
ماهی قرمز از اصول عیده.قدیمی ترین جنس چینی ای بوده که وارد کشور شده.قیمتشم روزمزده.ینی چی؟ینی چیزی که همه آرزو دارن کاش همه ی چیزا قیمتش اینجوری بود.ینی هرروز قیمتش کمتر میشه.الان 5-6 تومنه.دو سه روز قبل عید میشه 3-4 تومن، روز عید میشه دوتومن.5 ساعت قبل عید میشه هزار تومن.نیم ساعت قبل عید سه تاش 500 تومن. ما اصولا ازون خونواده هاشیم که ده دقیقه قبل عید میریم ماهی میگیریم.دیگه حسابش با شما.اینجوریاس.
بعد نگه داری از ماهی یه پروسه ی خیلی پیشرفته و زمان بر و دلی هستش.روشای مختلفی هم داره.بعضیا هرروز آبشو عوض میکنن و غذا میدن و موتزارت براش پخش میکنن و غیره.بعضیا میندازنش تو اکواریوم خونه شون.بعضیا مث من میذارنش تو یخچال(شیرین شیش ماه عمر میکنه،روش تضمینی)فقط بعضی وقتا از طبقات بالایی، آب گوشت(آبگوشت نه...آب گوشت)یا ماست و غیره میچکه توش.دیگه عوض کردن ابش یه کم حال به هم زن میشه ولی مهم اینه که زنده میمونه. بعضیا هم مث عموی من کلا اهل این سوسول بازیا نیست.یه اکواریوم پر کوسه و چندتا ماهی ادم خوار داره،بعد از سوم عید اینا رو عیدی میده کوسه هاش بخورن.صحنه ی زیبایی هم خلق میشه یه پا راز بقاست اصن.
مورد بعدی هفت سینه.ما که خداروشکر همیشه دوسه تا سین کم داریم.سبزه هم تا به این لحظه خبری نیس.بعد اینکه اونایی که خیلی شیک و باکلاسن و همه چیشون منظمه،میان 9تا سین میزان سر سفره.آخرشم حالیشون نمیشه که اینا 9تاس نه 7 تا.میشمریم:
1-سبزه2-سرکه3-سمنو4-سماغ5-سیب6-سیر7-سنجد8-سکه9-سنبل....اونایی که ساعتو حساب میکنن هم خدا زده.من چیزی بهشون نمیگم.
حالا بررسی میکنیم.نتایج تحقیقات من نشون میده:سنبل که تا همین چندسال پیش اسمشم نبوده و توطئه ی تهرانیاست.سکه هم که اصن حساب نیست چون ویژگی هفت سین اینه که همشون خوراکی باشن.شاید الان به نظر قضیه حل شده بیاد اما به نظر من سمنو هم جزو اینا نیست و توطئه ی تهرانی هاست.اصن چه معنی داره چیزی که نصف ملت ندیدنو نخوردن جزو هفت سین باشه؟؟من خودم 4سال پیش دیدم.مزه ی مزخرفی هم داره.تو تلویزیون هی این یارو مجریه بر میداره میخوره.به به و چه چه میکنه و زر میزنه.جمش کن بابا.نصف مردم آفریقا رو من خودم سیاه کردم.
بنابرین الان یه سین کم داریم.از یابنده تقاضا میشود به محض فهمیدن یه چیزی بذاره سر سفره شون.
قدیم ما برا عیددیدنی خونه ی همه ی فامیل میرفتیم و چون بچه بودیم همه بهمون عیدی میدادن(البته الان چون بزرگ شدیم اگه بریم هم نمیدن.که کار غلطیه.معیار کودک درون افراد باید باشه)بعد تا اخر عید ما از دست 30-40 خانوار عیدی میگرفتیم و اخر سر میشد 800 تا 1200 تومن. الان که علم خیلی پیشرفته شده و بچه ها کلا با ایفون فایو به زور میرن خونه ی فامیل و عین کلوخ یه جا میشینن انگری بردز میزنن.بعد اخر سر کلا خونه ی 3نفر رفتن،ولی با پول عیدیشون میتونن باطریه آیفون six بگیرن.بعله
و مهمترین قسمت عید تلویزیونشه.ازونجا که تلویزون ایران کلا برنامه های توپ سال رو نگه میداره برا عید و عین مسلسل پخش میکنه.آدم اگه هیجا نره و فقط تلویزیون ببینه بازم 40 درصد برنامه ها رو به دلیل تداخل زمانی از دست میده.خو عوضی.بقیه طول سال ملت آدم نیستن؟باید دری وری و تکراری پخش کنی؟
لذا وقتی برنامه های توپ رو پخش میکنن و همه دارن میبینن،من 1سال پیش سانسور نشده ی اینو با کیفیت چی پیچ دی_همون اچ دی_ بیست هزار پیکسل دیدم و براشون حذفیات رو تا جای ممکن توضیح میدم.اکثرا هم نمیگم،اصن گفتنم نداره.نگفتنش به تقوا نزدیک تره.والله
یه نکته که یادم رفت بگم و الان میگم،چارشنبه سوریه.(سوریه نه ها...سوری....سوریه فعلا هرروزش چارشنبه سوریه)نکته ی اول این روز اینه که اصن این روز، روز نیست که،شبه.نکته ی دوم اینکه اصن چارشنبه نیس،سه شنبه ست.ما هی چارشنبه ها از ترس نمیرفتیم بیرون.نگو دیشبش که میرفتیم خرید سور بوده. نکته ی بعد اینکه سور نیس اصن،سووووزززه. و قشنگی این روز اینه که تلویزیون شده فیلم دوبله شده ی سانسور نشده پخش کنه،پخش میکنه،تا ملت بیرون نرن.دیدم که میگما!!!!ازین مستندا هم پخش میکنن که یه مومیایی میارن بعد میگن این ترقه ترکیده اینطوری شده.این چجور ترقه ایه؟اورانیوم نود درصد توش کرده .اینا رو موساد و حذب الله و سپاه باید جذب کنن.به خداااا!!!
بعدشم اصن چه کاریه سروصدا کنیم؟خو فک فامیلای اشتون اینو ببینن که تحریم چوب کبریت میشیم که.من خودم پیشنهاد میدم دولت و ارتش همت کنن تو چندتا نقطه ی شهرهای بزرگ،یه چندتا ازین موشکایی که تایر دارن...چی میگن بهشون؟...آهان،بالاستیک(آخه موشک لاستیک میخواد چیکار؟:)از نوع هوا به زمین بترکونن تا هم اقتدار ملی رو نشون بدیم هم یه سرصدا و انفجاری باشه که ملت دلشون خوش باشه.چارشنبه شون به در شه.
خلاصه اینکه عیده و همین وضع و اوضاع باحال همیشگیش.
عیدتون پیش پیش مبارک



طبقه بندی: امین(سوته دل)، طنزدونی، نوشته جات،

تاریخ : پنجشنبه 22 اسفند 1392 | 11:13 ب.ظ | نویسنده : نسرین




ادامه مطلب

طبقه بندی: گوناگون،

تاریخ : یکشنبه 18 اسفند 1392 | 11:14 ب.ظ | نویسنده : نسرین

به گفته شاعر پارسی زبان فردوسی نیكو سخن :

پسر كو ندارد نشان از پدر                    تو بیگانه خوانش مخوانش پسر

ادامه مطلب

طبقه بندی: عکس و ویدئو، گوناگون،

تاریخ : پنجشنبه 15 اسفند 1392 | 03:25 ب.ظ | نویسنده : امین
یه بار از فشار دستشویی داشتم میترکیدم ؛ تا رسیدم خونه پریدم توی موال و شروع کردم به باز کردن دکمه های پیرهنم ، به دکمه آخر که رسیدم یادم افتاد عههههه نباید پیرهنمو دربیارم !!!
هیچی دیگه انقد خندیدم که همون یه ذره مقاومتی هم که داشتم از بین رفت و … بگذریم !



طرف نیم ساعت میره بیرون 40 بار ننه باباش بهش زنگ میزنن که کجایی

اون وقت ما با دوستامون میریم شمال بابام 3 روز بعدش زنگ میزنه میگه:

علی تا نونوایی نبسته دوتا نون از تو رات بگیر بیار!


آخه پاستیل چیه ؟ سوسول بازی …
مرد اونه که دست مخاطب خاصشو بگیره ورداره ببره کله پاچه ای هی لقمه بگیره چش گوسفنده رو بعد روشم آبلیمو بریزه بزاره دهن عشقش !



پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که بره خارج

بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟

میگه قهوه ترک اگه دارى بیار ، تلخ لدفن !!!! :|

حالا تا هفته پیش خاکشیرو با آفتابه سر میکشیدا



یخچال دیدم بلنده و جا نمیشه ؛ درش آوردم یکَمِش رو خوردم دوباره گذاشتم و در کمال تعجب دیدم که نه ، بازم جا نمیشه !



بار الها ما را از هجوم لاشخورها در هنگام باز کردن آدامس رهایی بخش !


یه نفس عمیق بکشید مهمون من !
یه همچین آدم لارج و فراخ البال و بی اعتنا به مال و منال دنیوی هستم من …



یارو نوشته “من خیلی لاغرم هر کار میکنم چاق نمیشم” ، یکی اومده کامنت داده رو تردمیل برعکس بدو !



جمله ای که هنوز در تعجبم جواد خیابانی چی پیش خودش فکر کرد گفت :
۰-۰ بدون در نظر گرفتن گل سایپا !!!!!!!!!!!!!!!!!
آخه چرا ؟ چه دلیلی داشت که این حرفو بزنه ؟ چرا گل سایپا رو نباید در نظر بگیریم ؟



امروﺯ ﺗﻮ ﺻﻒ ﻧﻮﻧﻮﺍﯾﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﻧﻮﻧﻮﺍ ﮔﻔﺖ : ﮐﯽ ﺳﯿﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ ؟
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﻦ !!! ﮔﻔﺖ : ﺑﯿﺎ ﺟﻠﻮ ﻧﻮﻧﺘﻮ ﺑﺪﻡ ﺑﺮﻭ ﺳﺮﯾﻊ …
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩم !!!



پسر خالم آیپدشو گذاشته بود رو زمین منم فک کردم از این ترازو دیجیتالاس رفتم روش وایسادم …
هیچی دیگه بیچاره کور شد از بس گریه کرد !



ﻳﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﻫﺴﺖ ، ﺍﺳﻢ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺵ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﺷﻴﺸﻪ ﻋﻄﺮﻫﺎ ﻭ ﺍﺳﭙﺮﻱ ﻫﺎﻱ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ :|



عصر حجر ، عصر اطلاعات ، عصر ارتباطات ، عصر فن آوری ، عصر دیجیتال …
همه اینا ثابت میکنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت گرفته و از صبح زود بیدار شدن آدمی به جایی نمیرسه !



یه سوال :
این یارو که تو ماهواره میگه فقط با ۵۰۰ هزار دلار اقامت آمریکا بگیرید ، برداشتش از از کلمه ( فقط ) چیه ؟



یعنی روغنی که از لقمه کوکو میریزه روی لباس آدم از دمپایی خیس دسشویی دردناک تره !



اولین ضربه ی روحی زندگیمو زمانی خوردم که یه گردو رو شیکوندم خوردم دیدم ترشه ، نگو لیمو امانی بوده 



دختره شبیه سوبل برگر با پنیر اضافه س + پیاز و جعفری ، اونوقت تو مشخصات پروفایلش زده مدلینگ …
اینارو اذیت نکنید ، اینا نباشن منطقه نیاوران خلوت میشه !





آهای پسرا شلوارتونو بکشین بالا ، اون مارک شورت رو هم اگه خیلی واجبه بزنید به سینتون … والا به خدا !!! حالا هی کلیپس کلیپس کنین !...




آقو ما یه مدت وضع مالیمون خراب بود یه گاوی داشتیم گفتیم بریم اینو بفروشیم…رفتیم بازار یه پیرمردی دیدیم گفت گاوتو بده من بهت لوبیای سحرآمیز بدم،آقو گاوو دادیم لوبیاهارو گرفتیم بردیم کاشتیم فرداش درخت دراومد از درخت رفتیم بالا رسیدیم به خونه یه غول یه مرغ تخم طلا ازش کش رفتیم برگشتیم پایین تا پامون رسید به زمین دیدیم اومدن جلبمون کردن!گفتیم چرا؟گفتن شما بخاطر کشت غیر اصولی خاک منطقه رو ضعیف کردین 14تا خانواده بدبخت شدن! گفتیم کاکو صبر کن الآن یه تخم طلا بهت میدم شمام بیخیال ما شو…به ای مرغو گفتیم یه تخم طلا بذار گفت من در اعتراض به کاهش قیمت طلا در بازارهای جهانی دیگه تخم طلا نمیذارم!گفتیم حداقل دوتا تخم مرغ معمولی بده تو زندان نیمرو کنیم گفت تخم مرغ معموای تو کلاس کاری من نیس!ها ها ها ها ها ها ها…مارو که داشتن میبردن زندان وسط راه رسیدیم به اون پیرمردو دیدیم مازراتی زیر پاشه!!! گفتیم کاکو چی شد پولدار شدی!؟ گفت اون گاوو که به من دادی روزی 25تا گوساله طلا میزاد!…ها ها ها ها ها ها ها…آقو به نظر من آدم همیشه باید قدر چیزایی که داره رو بدونه!




طبقه بندی: طنزدونی،

تاریخ : سه شنبه 13 اسفند 1392 | 05:28 ب.ظ | نویسنده : فائزه
یه نصیحت ازیه بلا دیده :اگه با پسر عمه تون رفتین تو یه جمع.... 
اولین حرکتی که می کنید اونو معرفی کنید والا

//////////////////////////

داریم آبگوشت میخوریم, گوش کوبُ گرفتم دستم، تیریپ خاطره های کودکی.... 
به بچه خواهرم میگم :خاله جون این گوش کوب سنش از منم بیشتره.... 
مادرم از اون ور میگه :فایدشم همین طور!!:|

//////////////////////////

پسره با دختره چت میکرده:
پسره :می‌شه یکم دیگه بحرفیم؟
دختر :نه، باید برم
پسر: PLZzZZz یکم دیگه بمون
دختر :نمی‌شه!! مامانم گفته اگه الان نرم بخوابم میاد پایین
و سرمو میکوبه به کیبو فگئو تبخد آوعپقبسفدگ دجدو د دکسییدهد قکتو!

//////////////////////////

ینی حس غروری که موقع پیدا کردن پسورد وای فای همسایه به آدم دس میده 
موقع بیست شدن معدل به آدم دست نمیده
لامصب آدم میخواد تا افق پرواز کنه

//////////////////////////

ینی عاشق اون لحظه م که سر کلاس استاد هی درس میده
هی درس میده
هی درس میده
بعد یه سوال میپرسه همه مثه بز زل میزنن بهش

//////////////////////////

من:منو به زور اینجا نگه داشتن
پلیس:آروم باشید.. الان دقیقا کجا هستید؟؟؟؟
من:مدرسه 
پلیس
مدیرمدرسه 
من 

//////////////////////////

هیچ اذتی بالاتر از این نیست که بری مسافرت
وقتی برگشتی بری دستشویی خونه خودتون
اصن دنیا رو انگار بهت میدن لامصب

//////////////////////////

خیلی برام جالبه که ببینم 20 سال دیگه این گودزیلا ها به دراکولاهای زمان خودشون بگن
 ما بچه بودیم با آیفون و تبلتمون انگری بردز بازی میکردیم حالا بچه های الان..
ینی واقعا من چه آینده نگرم

//////////////////////////

دانشمندان تازگیا به این نتیجه رسیدن که: خورشید بی جهت روزا روشنه!!!!
در اصل باید شبا روشن باشه که هوا تاریکه

//////////////////////////

با دوستام مسابقه گذاشتم هرکی بیشتر بیسکوییت رو تو آب نگه داره وا نره برندست
حالا من ساقه طلایی رو الان 45 دقیقه ست که تو آب نگه داشتم 
نصف لیوان خالی شده ولی ساقه طلایی آخ هم نگفته

//////////////////////////

مورد داشتیم دختره میخواسته آینه ی ماشینشو تنظیم کنه کلاج میگرفته

//////////////////////////

نیشگون چیست؟؟؟
نوعی حمله کماندویی زنان ایرانی که به طور ناگهانی
گوشت بده کودک را گرفته و 360 درجه میچرخانند تا باعث تسلیم وی و گفتن جمله "غلط کردم" شود

//////////////////////////

دیشب به یکی از دوستام اس ام اس دادم: 

سلام بیداری؟

  جواب داده : آره بیدارم . تو چی؟   

  خدایا اگه خواستی دیوونه ها رو شفا بدی اینو بزار تو نوبت :|


//////////////////////////

مامانم که شیشه پاک کن میخرید، لحظه شماری میکردم

 تا اون ماده ی داخلش تمومه بشه بعد توش آب پر کنم بازی کنم … 

این بلند مدت ترین برنامه ریزی بود که تو بچگی انجام میدادم!!! :)))


//////////////////////////


یارو اومده خونمون دزدی هیچی پیدا نکرده 

منو از خواب بیدار کرده میگه: 

دارم میرم ولی این زندگی نیست شما دارین :|


//////////////////////////


به بعضیا باید گفت :

یه دفه امتحانی آدم باش شاید خودتم خوشت اومد:|







طبقه بندی: طنزدونی،
برچسب ها: سوته دل، باحال، طنز، خنده، خاطرات، سوتی،

تاریخ : یکشنبه 11 اسفند 1392 | 09:08 ب.ظ | نویسنده : نسرین
 دیدین این پسرای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟
یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من!
ازدواج که قصد نمی خواد!عرضه می خواد که تو نداری! واللا
***
بچـه که بـودم قـارچـخور بـازی میکردم ، بعدش فک میکردم قـارچ بخورم بـزرگ میشم !
واسه همین مدتـها راه میرفتم و سرم رو میزدم زیـره تاقـچه ی خونمون که ازش قارچ دربیاد بخـورم !!!
دیگـه داشتـم ضربه مغـزی میشدم که بـابام کارگـر گـرفت تـاقچـه رو خـراب کرد !!!
***
یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت: یه سوالی ازت می پرسم اونجا تابلو نکن! فقط با آره یا نه جواب منو بده! باشه؟ گفتم: باشه. گفت: اوضاع اونجا چه جوریه؟!

***
 یه بار با چند تا از بچه ها قرار گذاشتیم بریم دم در کلاس یکی از بچه ها اذیتش کنیم،واسه همین یه لقمه جور کردیم رفتیم در کلاسشون،(حالا تصور کنید تو کلاس پر دختر) رفتیم در زدیم گفتیم ببخشید استاد ،آقای فلانی تو این کلاسن؟؟؟استاده گفت بله ایشون ته کلاس هستند، ما هم گفتیم شرمنده مامانشون اومده بود دم دانشگاه گفت این لقمرو بدیم بهش ،غذا نخورده،یعنی میتونم بگم کلاس ترکید

***
نصف اوقات دانشگاهو  تو راه پله ها گذروندم بلکه یکی باهام برخورد کنه کتابام بریزه رو زمین و بیاد جمش کنه و... الان ترم هشتم نمیدونم چرا هنوز خبری نیس!

***
بعضیا همچین خودشونو میگیرن انگار منن!!
والا :-/
***
آقا پسرایی که اینقد کیلیپس ما رو مسخره میکنین باور کنین ما واسه تشخیص خودمون از شماها کیلیپس میزنیم آخه راه دیگه ای واسه تشخیص نذاﺷﺘﻴﻦ!!
***
ﺍﮔﻪ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﮐﻬﻒ ﺑﺨﻮﺍﺑﯿﻢ ﻭ ﺳﯿﺼﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﯿﻢ
ﻣﻄﻤﺌﻨﻢ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻋﻤﺮ ﮔﻞ ﻻﻟﻪ ﭘﺨﺶ ﻣﯿﺸﻪ :|
***
ی بنده خدایی واسه ماهیگیری نارنجک میندازه تو رودخانه ی مشت ماهی ریز و کوچیک میاد رو آب میزنه زیر گریه میگه الهی بمیرم زدم تو مهدکودکشون
***
دانشمندان تازگی به این نتیجه رسیدند که :خورشید بی جهت روزها روشنه! دراصل باید شبها روشن باشه که هوا تاریکه!
***
یارو دنده عقب میرفت تو کوچه! بهش میگن چرا دنده عقب میری؟ میگه :شاید جا نباشه دور بزنم.! بعد میبینن داره دنده عقب میاد بیرون! میگن باز چرا دنده عقب میای؟ میگه :جا بود دور زدم!!!!!!!
***
یارو دم عیدی خواستگاری میره میگه:
پسته فروشم
تحقیق میکنن گندش درمیاد که دکتره!!!
***
چرا بند کفش گره میزنی باز میشه، هدفون باز میذاری گره میخوره!
***
دقت کردین اگه تو یه آهنگ یا فیلم یا جا رو صدای سانسور "بوق" میذارن بیشتر مردم می خوان به زور بدونن طرف چی گفت با کمک FBI هم شده میفهمن چی گفته
***
به دوستم که دانشگاه قشم درس میخونه میگم اونجا چطوره؟
میگه خوبه ولی بچه ها با یه ماشینایی میان که من تو need for speed هم پولم نمیرسه بخرمشون :((((
***
اهای کسایی که تو مغازه اید و یه دختر میاد زل میزنه بهتون...
توجه کنید داره شالشو تو شیشه درست میکنه.
***
به نظر من الان دیگه رفتن
به مهمونی هایی که Wi-Fi ندارن
وقت تلف کردنه! مگه نه؟؟؟؟؟
***
دیروز با دوستم تو خیابون داشتم راه میرفتم یه پسره رد شد شماره انداخت هرچی به دوستم گفتم بر ندار گوش نداد خم شو برش داشت توش نوشته بود پوچ
حس اون لحظه ی من:))))))
دوستم O-o :(((((
پسره:)))
اصن شونصد وضی
***
ساعت هفت صبح
سوار سرویس
قیافه ها اخمو
چمشا خواب آلود
همه ساکت
هی داد میزنه « جوون ایرانی سلام »
***
بچه خواهرم ی گل داشت اورد داد به داییم گفت ببین چ خوشبوئه یهو داییمم از عمق وجود نفسشو کشید بالا گل رو بو کرد هیچی دیگه گودزیلامون ۲ساعت داش گریه میکرد ک گلم بوش تموم شد...

***
عایا میدونید چی از ۱۰۰تا فحشم بدتره؟؟؟.... ۲۰۰تا فحش.....!!!! بعلههههههه اینجوریااااس....

***
اصلا روایت داریم سالی که با جمعه شروع بشه تا آخرش تعطیله!!!!
از ما گفتن بود
من که دارم میرم وسایلم رو برمیدارم برم سفر دور دنیا
هر کی میاد نظر بده
بالای ۵۰۰ نفر بشیم راه میافتیم)))


تاریخ : جمعه 9 اسفند 1392 | 12:29 ق.ظ | نویسنده : نسرین

مَردی , شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال ، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!
این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد.
وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه سر در نمیارم!
راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود.


با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی‌صدا بغل دستم وایساد. من هم بی‌معطلی پریدم توش.
اینقدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر، دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!
خیلی ترسیدم. داشتم به خودم می‌اومدم که ماشین یهو همون طور بی‌صدا راه افتاد.
هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه!
تمام تنم یخ کرده بود. نمی‌تونستم حتی جیغ بکشم. ماشین هم همین طور داشت می‌رفت طرف دره.
تو لحظه‌های آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم.
تو لحظه‌های آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده.
نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه می‌رفت، یه دست می‌اومد و فرمون رو می‌پیچوند.
از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در روباز کردم و خودم رو انداختم بیرون. این قدر تند می‌دویدم که هوا کم آورده بودم.
دویدم به سمت آبادی که نور ازش می‌اومد. رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین، بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم.
وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند، یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفرخیس اومدن تو، یکیشون داد زد: ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل میدادیم سوار ماشین ما شده بود



طبقه بندی: داستانک،

تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | 11:31 ب.ظ | نویسنده : نسرین

قیافه ی من وقتی درس خوندنم تموم میشه :|

8




ادامه مطلب

طبقه بندی: طنزدونی، عکس و ویدئو،

تعداد کل صفحات : 68 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...