گل کن که در این ثانیه ها عشق بکاری
آه ای که تو در هر چه دل تنگ نشاطی
یک لحظه مرا باش درآ از در یاری
من مانده ام و یاد شب آشوب نگاهت
دیگر نه امیدی نه پناهی نه قراری
گفتی نه و گفتی نه و عمری سپری شد
یک بار پذیرای دلم باش که آری
من سوخته ام کار من از کار گذشته است
تا تازه شوم کاش بر این داغ بباری
طبقه بندی: دیگر شعرا،
ایرانسل اس ام اس داده مشترک گرامی ۵۰۰کیلوبایت هدیه ما به شما استفاده اینترنت رایگان !
مدت اعتبار ۳۰ روز !!!!
یا ما خیلی اوسگولیم !
یا اونا خیلی اوسگلن !
یا میخواستن شوخی کنن !
یا نمیفهمن ۵۰۰ کیلوبایت ینی چی !
یا نمیفهمن اینترنت ینی چی !
میگن تو جهنم عمت هر کاری بخواد می کنه فحش هاش رو تو می خوری !!!
بعضی وقتا شنیدن یه
” بگو ببینم چه مرگته ”
از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای
“عزیزم چی شده”
بیشتر میچسبه….!
دو تا نصیحت …!
1- آشغال هم که باشید قابلیتِ بازیافت دارید ، امیدتونو از دست ندید خلاصه !
2- باور کنید استفاده از کلمات رکیک شما را به انسانی کول و باحال تبدیل نمیکند
دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو!
دیدن یه سوسک توی اتاق خواب درواقع مسئله خاصی نیست
مسئله خاص از اونجا شروع میشه که : سوسکه ناپدید میشه… !!
یه لقمه درست حسابی هم نمیشه گرفت همش نشت میکنه!
فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه “عِـه رفت رو پیغامگیرشون” و سریعاً تلفن رو قطع کنه !!
تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری نود و پنج درصدش میره لای دندونات و فقط پنج درصدش نصیب معدت میشه
تا حالا دقت کردین همیشه دَنده ماشین خوب جا می خوره به جز وقتی که یکی شاهد پارک کردن شماست
طبقه بندی: طنزدونی،
گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
حل می شود آرام آرام
بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم
و روحمان سر می کشد آن را
آن چای شیرین را
شیطان زهرآگین ِ دیرین را
آن وقت او
خون می شود در خانه تن
می چرخد و می گردد و می ماند آنجا
او می شود من
…
طعم دهانم تلخ ِ تلخ است
انگار سمی قطره قطره
رفته میان تار و پودم
این لکه ها چیست؟
بر روح ِ سر تا پا کبودم!
ای وای پیش از آنکه از این سم بمیرم
باید که از دست خودت دارو بگیرم
ای آنکه داروخانه ات
هر موقع باز است
من ناخوشم
داروی من راز و نیاز است
چشمان من ابر است و هی باران می آید
اما بگو
کِی می رود این درد و کِی درمان می آید؟
…
شب بود اما
لطفت برایم نسخه پیچید:
یک شیشه شربت، آسمان
یک قرص ِ خورشید
یک استکان یاد خدا باید بنوشم
معجونی از نور و دعا باید بنوشم
طبقه بندی: دیگر شعرا،
همسر: چکار میکنی بعد اینکه من
بمیرم؟ میری زن دیگه میگیری؟ شوهر: قطعا نه!
همسر: چرا که نه؟ دوست نداری دوباره متاهل بشی؟
شوهر: خوب معلومه که میخوام
همسر: خوب چرا پس نمیخوای دوباره ازدواج کنی؟
شوهر: باشه باشه دوباره ازدواج میکنم
همسر: ازدواج میکنی واقعا؟
شوهر: ……!؟
همسر: یعنی تو همین خونمون باهاش زندگی میکنی؟
شوهر: البته خوب اینجا خونه خوب و بزرگیه
همسر: باهاش روی تختمون هم میخوابی؟
شوهر: مگه جای دیگه هم میتونیم بخوابیم؟
همسر: بهش اجازه هم میدی ماشینم رو برونه؟
شوهر: احتمال زیاد، خوب ماشین نو هست دیگه
همسر: عکسهای من رو هم با عکسهاش عوض میکنی؟
شوهر: اگر جای مناسبی باشه چرا که نه؟
همسر: جواهراتم رو هم بهش میدی؟
شوهر: مطمئنم که اون جواهرات مخصوص خودش رو طلب میکنه
همسر: یعنی کفشم رو هم میپوشه؟
شوهر: نه سایزش ۳۶
هست
همسر: [سکوت]
شوهر: [گند زدم!]
طبقه بندی: طنزدونی،
دیگه زنگ نزن: نقاش ساختمان احساساتی خطاب به نرده آهنی بعد از مالیدن ضدزنگ
باباکرم: بابا بهت میگم نمیشنوم! – چرا متوجه نیستی!؟
نوکرم: شنوایی خود را تازه از دست داده ام
زیاده خواهی: در گویش شمالی، زیاد هست... میخوای؟
پروپیمان: پیمان پرفشنال، پیمان حرفه ای
نوکرم: کرمی در کار نیست، هیچ بخششی وجود ندارد.
هندوانه: مرغ دونده
Imagin: من یک جن هستم
کدخدا: خدا یه اتوکد
ای لولیان: ای کسانی که توی لوله گیر کردین
باشگاه: گاهی باش / نروی پیدا نشی
درگیر: کسی که به در گیر کرده
مسنجر: کسی که در سن پیری و وقتی موقع بازی می بازد، جر می زند
مخلص: احمق – بدون مخ
سیاست های غلط:
ثیاثت – صیاصت – ثیاثط – صیاصط – سیا سط – ثیا ست – صیا ست – سیاثط – سیاثت – صیا سط – ثیاصت – سیاصت – سیاثت – ثیاصط - ...
طبقه بندی: طنزدونی،

بسم رب النور
بسم رب العشق
بسم رب الهادی المهدی
آن که شعر و هرچه موسیقی ست
نذر درگاهش
آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند
بسم رب العشق
آن که حافظ ها و سعدی ها
عشق او و آل او را بر زبان دارند
بسم رب الهادی المهدی
صاحب عصری که عالم وامدار اوست
گرچه دجالان بدآهنگ
گرچه شیطان های بد ترکیب
داردار و واق واق خویش را آواز می گویند
این نه موسیقی ست
این نه شعر و نه ترانه
این همه فحش است
این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست
بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب
کارگردان
استخوانی پرت خواهد کرد
پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو
آن دَل هرجایی یابو
مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است
مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر
مزد این چندین دهان بی چاک
استخوانی
مزد این مزدورهای مست عیاشش
فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند
جایزه در راستای فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر
جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند
پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش
مرتدند اینان نه یک تن شان
مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر
با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل
با همان مسئول کلاشش
مرتد دوم
کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ
مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...
مانده آن سو مادری چشم انتظار راه
مادری شرمنده ی شاهین...
نه ، خفاشش!
طبقه بندی: علیرضا قزوه،
این پست تقدیم میشه به مامان خودم.
مامان چون میدونم اینا رو نمیخونی اینجا مینویسم.میخوام بگم بزرگترین اشتباه تربیتیت این بود که به من یاد ندادی پررو باشم تا رو کنم تو روت جلوت واستم و بگم دوست دارم و دستت رو ببوسم.
اما میدونم که میدونی که خیلی عاشقتم.
ازم راضی باش که به قول شعر تقدیمی امسالم به تو:
من با رضای مادرم دنیا رو اربابم/من عشق، من بودن،خدا رو با مادرم دارم
دوست دارم
اینم شعر پارسالم
مادر ای دستان تو گرمی دستان خدا/ مادر ای کل زمین و آسمان ها زیر پا
از ازل گفتم و گویم تا ابد / من ببوسم جای جای ، جای پاهای تو را
اینم یه کلیپ خیلی قشنگ:thank you mom
لبخند بزن بانو
لبخند تو دین و دنیای من است
بی تو هیچ
بی تو پوچ
بی تو هیچ و پوچ
بی تو اردی بهشت برایم اردی جهنم است
بخند بانو
بخند و دنیا را به من بده
میخواهم به بهشت بروم و کف پایت را ببوسم
وقتی از تو پایین ترم از عرش رد میکنم بانوی من
تمام دین و دنیا و عُقبایم...نه!
تمام هست و نیستم...نه!
تمام دلخوشی بودنم...باز هم نه!
اصلا تمام وجود من تویی بانو
امروز اشکهایم چشمهایم غرق خون کرد/امروز حتی عشق هم با من جنون کرد
امروز روز توست
امروز برای توست
ببخش که گاهی یادم میرود چه بزرگ فرشته ای در خانه دارم
ببخش این پسرک چموش بی خردت را...
دستهای مهربانت را پیش آر
دستهایت برای بوسیدن است بانوی من
لبخند بزن
لبخند تو تمام دین و دنیای من است،مادر
طبقه بندی: امین(سوته دل)،
به پسر عموم تو مدرسه گفتن با اردک جمله بساز . گفته : ” پدر من اردک است . ”
فک و فامیله داریم ؟
دختر خالم ۸ سالش بود ، مدرسش کوچه پشتی خونمون بود ، داشته میرفته خونه . تو راه یه پسر بچه بهش میگه بی شعور ! بر میگرده بش میگه : به تو چه !
فک و فامیله داریم ؟
شنیده بودیم مثلا طرف اسمش تو شناسنامه قوچ علیه تو خونه کامبیز صداش میکنن یا اقدسه تو خونه پروانه صداش می کنن . . .
ما یه فامیل داریم اسمش مجیده ، تو خونه حسن صداش می کنن !
فک و فامیله داریم ؟
کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده !
میگه : آره !
میگم : بریزمش دور ؟
میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !
فک و فامیله داریم ؟
پسر داییم وقتی ۳ سالش بود توی باغچهمون پشکل کاشته بود گوسفند برداشت کنه !
فک و فامیله داریم ؟
چند وقت پیش با بابام دعوام شد ، دستشو برد بالا که بزنه تو صورتم !
منم یهو رفتم تو فاز هندی گفتم :
بزن بابا . . .
بزن !
بزن بذار بفهمم که پدر بالا سرمه !
بزن که بفهمم هنوز بی صاحب نشدم !
بزن بابا !
و در نهایت ناباوری بابام زد تو گوشم
فک و فامیله داریم ؟
از پسرعموی ۱۲ ساله م می پرسم در آینده میخوای چیکاره شی ؟
خیلی جدی زل میزنه تو چشام میگه : لات !
فک و فامیله داریم ؟
مامانم پای کامپیوتر :
مازولا رو باز کنم یا گوگل رو ؟
من : مازولا ؟؟!!
مامانم : نازیلا ؟
من :
مامانم :
فک و فامیله داریم ؟
مامانم عینکش به چشمشه بعد داره تند تند تو کیفش دنبال عینکش می گرده !
خالم زل زده تو صورتش میگه عینکتو نیاوردی حالا بیا مال منو بزن !
فک و فامیله داریم ؟
دیشب میخواستم برم دستشویی . بابام از پشت صدام کرد گفت : بیا ببین این چیه تو چشم رفته ؟ تا اومدم نیگا کنم منو هل داد خودش رفت دستشویی !
فک و فامیله داریم ؟
داییم داشت نماز میخوند ، منم داشتم اهنگ گوش میدادم ، دیدم وسط نماز بلند گفت ” الله اکبر” فکر کردم شاید صدای موزیک زیاده ، یکم کمش کردم ، یک دقیقه بعد دوباره گفت ” الله اکبر ” فکر کردم شاید بازم حواسشو پرت میکنه ، کلاً موزیک و قطع کردم ، نمازش که تموم شد ، میگم چرا اینقدر ” الله اکبر ” میگی ؟ میگه منظورم اینه از این آهنگ خوشم نمیاد ، بزن تِراکِ بعدى !
فک و فامیله داریم ؟
ظهر تو خونه دراز کشیده بودم و TV میدیدم که متوجه شدم که یه نفر از تو کوچه داره اسممو با بلندگو صدا میزنه !
اولش فکر کردم شاید با کس دیگه ایی کار داشته باشه اما بعد از چند ثانیه اسم و فامیلو با هم صدا زد رفتم تو کوچه دیدم یه وانت سبزی فروشی جلو در خونه ایستاده !
بهش گفتم منو از کجا میشناسی . گفت : بابات سر کوچه ازم سبزی خریدو گفت بیام اینجا صدات کنم که بیای بگیری !
ظهر تا حالا نشستم تو خونه و میترسم برم تو کوچه !
فک و فامیله داریم ؟
اندازه دکل ایرانسل قدمه هنوز که هنوزه تا مادربزرگم میبینتم اینجوری صدام میزنه : پولی پولی شاکولی پولی !
فک و فامیله داریم ؟
بابام شطرنج گذاشته بود جلوش داشت به بچه خواهرام یاد میداد مثلا . . .
مثلا این سربازا شما دو تایید !
این شاهه منم و وزیر مامان بزرگتونه !
این دوتا گوشه ای ها اسمشون رخه ، یکیش باباتونه یکیشم مامانتون !
این دوتا فیلا عموهاتونن ، حرف حالیشون نیست همینجوری سرشونو میندازن پایین اینور اونور میرن
این دوتا اسبا هم دایی هاتونن فقط میپرن و مث خر جفتک میندازن !
فک و فامیله داریم ؟
عمه ام داشت چیپس میخورد یهو گفت اوه اوه چقدر تنده فلفلیه ؟ بعد روی چیپسو نیگا کرد گفت نه ، نوشته کچاپ ! بعد با خیال راحت شروع به چیپس خوردن کرد و به این ترتیب چیپس دیگر تند نبود !
فک و فامیله داریم ؟
مامان من وقتی میخواد سوال بپرسه معمولا تمام سوالاتش رو میشه با پ نه پ
جواب داد ! یه روز هی سوال پرسید منم کم نیاوردم همه رو با پ نه پ جواب
دادام ! آخرش عصبی شده برگشته بهم میگه : پ نه پ باباته
فک و فامیله داریم ؟
طبقه بندی: طنزدونی،
دارای دکمه 3 حالته:
1. تولید صدای سنجاقک برای دور کردن انواع پشه
2. تولید صدای پشه نر برای دور کردن پشه ماده
3. تولید صدای پشه ماده برای دور کردن پشه نر
لینک خرید این دستگاه در فروشگاه اینترنتی چاره!
در همین راستا از تمامی مخترعین که شاید بخوان ازین دستگاه الگو برداری کنن برای نمونه مخصوص انسان،جداً،تاکید میکنم جداً خواهش مندیم که درمورد شماره های 2 و 3 تجدید نظر نماید و لحاظ داشته باشند که ما با پشه ها از زمین تا آسمون فرق میکنیم(وگرنه مرض نداشتیم خون همدیگه رو بریزیم)و اگه اینکارو نکنین نتیجه به شدت معکوس خواهد بود.لذا تصحیحات رو بدین شکل عنوان میکنم:
2.ایجاد صدای انسان نر برای دورکردن انسان نر(راستش اول به جای انسان نر نوشته بودم مرد نر.واقعا که!!!)
3.ایجاد صدای انسان ماده برای دور کردن انسان ماده
درمورد گزینه1 میتونین از صدای این موارد استفاده کنین:
خود پشه،پسر عموش مگس،پسر خاله ش زنبور،فامیل دور سوسک،موش و از همه مهم تر و کاربردی تر صدای یه انسان دیگه که کمک میخواد.
این راهنمایی ها کاملا جهت رضای خدا بود و بنده هیچ وجهی را برای این سخنان گهربارم از مخترع طلب نخواهم کرد. طبقه بندی: امین(سوته دل)، طنزدونی،
سریع رفتم توی اتاقشون بهش گفتم چی گفتی به خواهرت…؟ معصومانه نگاهم کرد گفت: به وسایل من دست میزنه …!
یاسمن گفت: بابا جون این بیماره …! ببرش دکتر…! بخدا بیماره …همش لگد میزنه به من…!
این دختر کوچیکه با اینکه هنوز پنج سالشه اما خیلی قلدره…! دوباره ازش پرسیدم چی گفتی تو؟ دیگه نبینم ازین حرفا بزنی ها…! وسایلتونم جدا بذارین تا قاطی نشه …این کمد مال تو اونم مال یاسمن…!
دختر کوچیکه گفت: ای ول به ولات…! یاسمن گفت: دمت قیژ…!!!
نمیدونستم به این نوع حرف زدن بخندم یا دعواشون کنم …! بهشون گفتم دیگه اینجوری حرف نزنین ها…! دختر کوچیکه گفت: باباجون اینجوری حرف بزنیم حال میده…!
چشمام گرد شد بهش گفتم حال میده یعنی چی…؟ یاسمن گفت: یعنی باحاله…! بهشون گفتم
اینجور حرف زدن رو از کجا یادگرفتین…؟ یاسمن گفت: تو پارک…تو سی دی هامون…همه اینجوری حرف میزنن…! حال میده حاجی…!
با تعجب گفتم: حاجی…؟ گفت: عمو حمید و عمو امین و جواد همش به هم میگن حاجی…! گفتم: حالا یه حالی ازتون بگیرم حال کنین حاجی… سی دی ممنوع… پارک هم دیگه خبری نیست…! حاجی..!
برگشتم نشستم به روزنامه خوندن که دیدم این دختر کوچیکه داره یه بالش بزرگ رو به زور میکشه میاره طرف من… فکر کردم میخواد بیاد اینجا بخوابه…! به من که رسید گفت: دولا شو بابا جونم این بالشت رو بذارم پشتت کمرت درد نگیره…! بالش رو که گذاشت پشتم معصومانه گفت: نمیبریمون پارک …؟
گفتم چرا باباجون… ولی به یه شرط قول بدین دیگه اینجوری حرف نزنین…! دختر کوچیکه پرید هوا گفت: آخ جون…! کرتیم به مولا…!!
طبقه بندی: داستانک، طنزدونی،

طبقه بندی: داستانک، طنزدونی،


طبقه بندی: طنزدونی،

بسم الله میگویم و کِیف میکنی
نماز میخوانم و کیف میکنی
اللهم کن لولیک میگویم و صفا میکنی
میگویم بلند شو بیا،من هستم
من کفایتت میکنم
اما انگار من تاب شادیت را ندارم
تو را سر جایت مینشانم
پس گناه میکنم و سیلی میخوری
نگاه میکنم و سیلی میخوری
گوش میکنم و سیلی میخوری...
صورت کبود شده مولا
من تو را زدم
من که اینقدر میخواستمت تو را زدم
من خنجر از پشت میزنم مولا
من نامرد روزگارم
من معلم خصوصی شیطانم
من یزیدم
اگر سرت را دوست داری نیا...من شمرم
من...؟؟؟؟؟
الله اکبر، الله اکبر...
اذان میگویند
وقت نماز است
باید بروم مولا
موج سینوسی معنویتم به مثبت1 رسیده
تا منفی نشدم باید بروم
باید بسم الله بگویم نماز بخوانم و اللهم کن لولیک بگویم
تا تو باز کیف کنی مولا
برخیز بیا من کفایتت میکنم...
باور کن
طبقه بندی: امین(سوته دل)، مذهبی،
گفت : در می زنند مهمان است
گفت: آیا صدای سلمان است؟
این صدا، نه صدای طوفان است
مزن این خانهء مسلمان است
مادرم رفت پشت در، اما...
گفت:آرام ما خدا داریم
ما کجا کار با شما داریم
و اگر روضه ای به پا داریم
پدرم رفته ما عزاداریم
پشت در سوخت بال و پر، اما...
آسمان را به ریسمان بردند
آسمان را کشان کشان بردند
پیش چشمان دیگران بردند
مادرم داد زد بمان! بردند
بازوی مادرم سپر،اما...
بین آن کوچه چند بار افتاد
اشک از چشم روزگار افتاد
پدرم در دلش شرار افتاد
تا نگاهش به ذوالفقار افتاد
گفت: یک روز یک نفر اما...
طبقه بندی: مذهبی، سید حمیدرضا برقعی،
.: Weblog Themes By Pichak :.
